قدیم ، ما بودیم و اون همه عشق بی دریغ
نه غم میون ما جا داشت نه حسرت یک رفیق
اون روزا ادمای بی احساس کم بودن
دلا نمیشکست ، دلی تنگ نمیشد
همه دنبال عشق تو و عشق من بودن
عشق، خدارو شکر همه ناپاکی هارو برده بود
آخه اون زمانا گلم ، احساس هنوز نمرده بود
مردم گریه بلد نبودن ، میدونم دلشون اشک می خواست
ولی دلم چشمهاشون رو همونجوری که هست می خواست





