چرا تو این همه خوبی؟بیا کمی بد باش
نمی توانی ؛ می دانم ؛ نمی توانی ؛ اما
بیا کمی بد باش
تویی که سبزه و گل را به آب عادت دادی
تویی که با لب خود این غمین تنها را
به می بشارت دادی
تو را که می بینم
خیال می کنم انسان ؛ همیشه این سان است
چرا همیشه بهاری؟ کمی زمستان باش
مرا به سردی این روزگار عادت ده
چرا تو این همه خوبی؟ بیا کمی بد باش
عمران صلاحی

پ.ن : پست قبلی در مورد Secret بود ، از اونجایی که احساس کردم شاید همه ی دوستام به این مساله علاقه نداشته باشن، این شعر مرحوم عمران صلاحی رو که خیلی شده میخوام بزارمش ، امروز پستش کردم .
پ.ن 2 : دلم تنهایی می خواد ، این روزا پیدا کردنش سخت شده ...
فعلا که برا تو سو تفاهم شده خیلی خوشحالم که دیر به دیر دلت میگیره ولی خوب حتما باید از دلتنگیها نوشت؟؟
این همه شادی بس نیست ؟
تازه هرچی نظر داری نوش جونت حتما جالبه که نظر میدن ها؟