امروز که چند بیت اول این شعر قدیمی اما قشنگ فریدون مشیری رو توی این وبلاگ دیدم، یاد کلی از خاطره ها افتادم ، خیلی لذت بردم ، شعر رو اینجا میزارم بلکه شاید برای یکی از دوستای خوبم هم خاطره انگیز باشه . شعر فوق العاده ای هست ، البته به نظر من.
***
بی تو مهتاب باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و درآن خللوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید تو به من گفتی
از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ایینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم
بازگفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم اید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم نرمیدم ...
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم ...
واقعآ فوق العادست! ادم از این شعر خسته نمیشه!
دقیقا ، اگه تا آخر بخونیمش ، شعر خیلی قشنگیه.
سلام..............خوشحال شدم که از مطلبم خوشتون اومده..............موفق باشید.......بای
راستی بازم پیشم بیا
میام ، تا عمر هست سعی میکنم بیام
سلام آقا نوید
دل ما که اگه نگیره از دوری شما می گیره
سرم فعلا خیلی شلوغه حال وحوصله ی نوشتن هم ندارم و فقط بخار تو یه جمله مینویسم
فرخنده
ایول!
خوشمان آمد باز هم! تایید میکنیم مشیری را!
سلام واقعا قشنگه من یکی که خیلی دوسش دارم
سلام قهرمانی اس اس رو تبریک میگم
من کامپیوترم سوخت که نیستم وگرنه استقلال در هر حالتی که باشه همیشه در قلبهاست
واییییییییییییییی عجب عکسی بود خیلی زیباست ... هزار تا جا پخشش میکنم ببین





من تازه با مشیزی آشنا شدم . شعراش قشنگ و حرفش خیلی سادست .. خیلی خوبه آدم حرفهاش رو ساده بزنه
موفق باشی
مرسی
ممنونم از لطف زیادی که داری
عکس رو به مدد موبایلم و یکمی فتوشاپ گرفتم .
سلام اقا نوید حال شما؟
میگم نه از شما که طرفدار منچستری نه از ما .....
بازم اونورا بیا من منتظرتم ها.
شعر هم خداییش عالیییییی بود.
سلام ممنون که میای ، فعلا که همه چیز طبق مراد منه، منچشتر ، بارسلونا ، استقلال .
به نام نامی ولحق.
.ممنون که سر زدی
واقعآ فوق العادست یک خاطره ی کوچیک ازین شعر داشتم که یادم اومد.ولی خاطره ی من زیاد جالب نبود برای من. تلخ بود
پاینده باشی
مواظب باش هیچ وقت خاطره های تلخ تکرار نشن ! من مواظب نبودم ...!
من امدم ..نامرد ...خوب من تند م ینویسم گهگداری بعد بعضی موقها این جوری می شه
............
این شعر را من حفظم ..شع باحالایه ...!
:))
ممنونم از اینکه همیشه میای
بازم چندتا اشکال تایپی داشتی ها!
در کنج خرابات کسی پیر نشد
از خوردن آدمی زمین سیر نشد
گفتیم به پیری که رسیم توبه کنیم
افسوس همه جوان بمردیم و کسی پیر نشد
ممنون ، اتفاقا اینو توی یکی از وبلاگای دوستام تازگیا خوندم . ممنونم ازت
شعر قشنگیه به درد عاشقو میخوره که من فعلا جایی بینشون ندارم
ممنون که میای .
نمیدونم بگم خوبه یا بده ، خودم زیاد از دلبسته بودنم راضی نیستم...!
گرم باز آمدی محبوب سیم اندام سنگین دل::گل از خارم برآوردی و خار از پا و پا از گل
ایا باد سحرگاهی گرین شب روز میخواهی::از آن خورشید خرگاهی برافکن دامن محمل
گروهی همنشین من خلاف عقل و دین من::بگیرند آستین من که دست از دامنش بگسل
ملامت گوی عاشق را چه گوید مردم دانا؟::که حال غرقه در دریا نداند خفته بر ساحل
بخونم گر بیالاید دو دست نازنین شاید::نه قتلم خوش همی آید که دست و پنجه قاتل
اگر عاقل بود داند که مجنون صبر نتواند::شتر جایی بخواباند که لیلی را بود منزل
ز عقل اندیشه ها زاید که مردم را بفرساید::گرت آسودگی باید برو عاشق شو ای عاقل
مرا تا پای می پوید طریق وصل میجوید::بهل تا عقل میگوید زهی سودای بی حاصل
عجایب نقشها بینی خلاف رومی و چینی::اگر با دوست بنشینی ز دنیا و آخرت غافل
درین معنی سخن باید که جز سعدی نیاراید
که هرچه از جان برون آید نشیندلاجرم بر دل
سعدی
گروهی همنشین من خلاف عقل و دین من
گرفته اند آستین من که دست از دامنش بگسل
وای چقدر این بیت قشنگه . ممنونم ازت تیر
سلام.
این شعر هیچ وقت کهنه نمیشه و همیشه زنده میمونه
سلام.....دوباره اومدم....اما اپ نبودی....مرسی که بهم سر زدی.....راستی اپم .با موضوع:چرا؟؟؟؟
خوشحال میشم بیای و نظرتو بگی.....موفق باشی....بای
سعی می کنم همیشه سر بزنم .
کلا فریدون مشیری خیلی می خونم
اما این شعرش ی چیز دیگه ست!
سلاااااااااااااام نوید جان حالت چه طوره؟؟؟مرسیییییییی که بهم سر میزنی خیلی خوشحالم می کنی...اگه فریبرز تنها یار و هم اتاقم نبود حتما می گفتم قابل نداره
بازم پیشم بیا خوشحالم میکنی...به خدا دیگه چشمم به راه نظرای دوستامه...خیلی مشتاقم خیلی...
فعلا
راستی شعرای فریدون خیلی خیلی زیبا و پر و فوق العاده است و این شعر هم از اشعار فوق العاده و خیلی معروفش هست...پس این فقط نظر تو نیست...
من عاشق فریدون و سهراب و فروغم...
آه فروغ...همیشه به یاد فروغ بغض گلوم رو می گیره...
بی خیال
بازم بهت سر میزنم...راستی من خونه نت ندارم
لامسب نکن این کار رو
آتیشم زدی
بردیم به خاطراتت ۱۱ سال پیش
ای بسوزه پدر عاشقی
...
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
چه خوب که این شعرو اینجام زدین..
برای منم خاطره انگیز بود حسابی..
سلام
من دوست شادی هستم دلم خواست بیام امدم حالا هم از تو دعوت می کنم بیای ویبلاکم خواستی بیا نخواستی هم بیا ضرر نمیکنی
سلام نوید جان . نبینم دلت گرفته باشه .به این خاطره ها که تو رو ناراحت می کنه فکر نکن .
من به یاد یه دوست خوب و قدیمی به اسم ندا افتادم . وقتی پیش دانشگاهی بودیم ,ندا این شعرو آخر یکی از دفترهام نوشته بود . یادش بخیر
ممنونم ، میدونم باید پر انرژی باشم اما خوب چه کنم دل میگیره گاهی اوقات . خوشحالم این شعر یاد یک دوست خوب رو برات تداعی کرد، دوست ، اونم خوب و مخصوصا قدیمی ، کلی ارزش داره.
وای حرفات بوی غم داره . بازم همون نوید پر انرژی و باحال اول سال باش . باشه؟ با یه متن شاد شاد بازم آپ کن .منتظرما!
خب نذار دلت بگیره خیلی وقتها دست خودته . اینم واسه شما:
در این جهان بی کران ,آنچه از آن من است پیش رویم قرار می گیرد و آنچه از آن من نیست هر گز با من نخواهد ماند .
آره درست میگی دوست خوبم ، حتما ، حتما
باید از این حال و هوا بیرون اومد .
خیلی ممنونم ازت که میای
خواهش میکنم دوست خوبم ، ممنونم ازت . نظر شماره و آی دیت رو تایید نکرد ، گفتم شاید نخوای دیده بشه .
اینم وبلاگ قدیمی من و مریم بود که حالا فراموش شده
خیلی از این مدل وبلاگای دو نفره لذت می برم . ممنون
سلام
وقتی عشقتو تنها امید به زندگیتو با یه نفر دیگه ببینی بهش چی میگی جز نامرد
عشقم بود وحاضربودم تمام دنیا رو به پاش بریزم اما.....
بای
می دونم چی میگی ، میدونم
" تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم"
کیف کردم!
" تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم"
کیف کردم!
خوشحالم کردی اومدی دوست قدیمی
من هم این شعر رو خیلی دوست دارم ممنون که سر زدی
اون وبلاگ قبلی رو حذف کردم یکی دیگه ساختم به اینم سر بزنی خوشحال میشم
سلام
شعر قشنگی بود. مشیری یکی از شاعراییه که بیشتر شعراشو خوندمه.
جالبه، همه یاد خاطره ای افتادن، حالا چه تلخ و چه شیرین. ولی من هر چه فکر کردم خاطره ای از این شعر نداشتم!
سلام
اینجور که بوش میاد اصلاً به این بلاگت سر نمیزنی
ولی من این بلاگت رو بسشتر دوست دارم چون اولین بار اسم قشنگت رو این جا دیدم
پیش من بیا
یا حق
به در گفتی دیوار بشنفه
سلام
نوید جان
اشتباه شد اون ماله شما نبود
خوب نوید جا من برگشتم ار آموزشی دورانه توپی بود
حالا مشهد افتادم امروز هم باس برم اگه خدا خواست از اون جا پست جدید میزارم
مرسی از این که در نبود من به بلاگم سر میزدی
یا حق دادا
خوشحال شدم دیدم برگشتی ، به هر حال منتظر پستای جدیدت هستم
می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
به خدا میبرم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
سلام...........این سومین باره که میامو اپ نیستی!!!!!!!!!!!!!
کجایی پس؟؟؟؟؟
منتظر اپتم
....بای
آدمهای عاشق اینجوری فکر کنم منقرض شدن! (در جواب نظر گلت) زیبا بود

این دو بیتی که نوشتم جزو بهترین شعرهایی که من تا به حال شنیدم و خیلی از خواندنش لذت میبرم .
ممنون دوست من
این مشیری همون مشیریه قبلا هاست
لایک برای این عکس به یاد ماندنی و زییییییبا